![]() |
![]() |
|
| توضیح در مورد قیامت |
|
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم (( بسم الله الرحمن الرحیم ))
در قرآن کریم به فراوانی از قیامت یاد شدهاست، این یادآوری گاه با برهان و گاه با آوردن مثالها بوده و سعی برآن بوده تا فهم آن را به ذهنها نزدیک سازد. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿۶۲﴾ «کسانی که ایمان داشتند و یهودیان و مسیحیان و صابئین (پیروان حضرت یحیی ) هر که به خدا و روز قیامت ایمان داشته و کردار نیک انجام داده باشد، چنین افرادی پاداششان در پیشگاه خدا محفوظ بوده و ترسی بر آنان نیست و غم و اندوهی بدیشان دست نخواهد داد....» در قرآن کریم با اسامی مختلفی از قیامت یاد شدهاست که در ادامه برخی از آنها را نام میبریم. قیامت «یوم القیامه» در آیات ۱۲ انعام، ۱۴ و۳۶ مائده، ۱۳ اسرا، ۹ و۱۷حج، ۳۲ اعراف، ۱۶ مومنون، ۲۵ نحل و برخی آیات دیگر آمدهاست. به معنای برانگیخته شدن پس از مرگ. قائم شدن و روز قیامت را بهمین جهت قیامت گویند که در آن وقت مردگان زنده شوند و قیام کنند و روز قیامت؛ روزی است که خلایق همه برای محاسبه محشور شوند. آخرت و الدار آلاخره خیر للذین یتقون (اعراف/۶۹) وسرای آخرت بهتر است برای کسانی که تقوا پیشه گیرند (گناه نکنند ) معاد به قیامت، «معاد» گفته میشود، از آن جهت که «محل بازگشت» است؛ بازگشتن به جایی که قبلاً آنجا بود. معاد را نزد اهل کلام حشر گویند و آن دو قسم است: جسمانی و روحانی. مراد از معاد در کلمات متکلمان و فلاسفه بازگشت انسان است بعد از مرگ و حیات بعد از مرگ است و تصویر آن چنین است که انسان بعد از مرگ مجدداً زنده شده و در روزی که آن را روز معاد گویند به حساب اعمال وی رسیدگی و نیکوکاران پاداش نیکوکاری خود را گرفته و منعم شوند به نعم جاودانی و بدکاران به کیفر اعمال زشت خود برسند و مهذب شوند به عذاب جاودانی. یکی از مسائل مهم که از دیر زمان مورد توجه ادیان و متکلمان و فلاسفه قرار گرفتهاست همان مساله زندگی بعد از مرگ و معاد است. پیروان ادیان کلاً معتقد به زندگی بعد از مرگ بوده و یکی از اساسی ترین مسائل مذهبی به حساب میآورند. دیگر اسامی قیامت در قرآن که با کلمه یوم آغاز میشود یَوم الدین؛ روز جزا (۲ حمد، ۳۵ حجر، ۲۰ صافات، ۱۲ ذاریات، ۱۵ و ۱۷ و۱۸ انفطار، ۸۲ شعرا، ۵۶ واقعه، ۷۸ ص و...) یَوم یَنظر المَراء ماقَدَّمَتْ یَداه؛ روزی که انسان به کارهای از پیش فرستادهاش مینگرد (نباء آیه ۴۰) یَوم تُبْلی السرائِر؛ روزی که پرده ها کنار میرود و اسرار فاش میشود (۹ طارق) یَوم یکون الناسُ کالفَراش المَبْثوث؛ روزی که مردم همانند پروانه های پراکنده مبهوتند (۴ قارعه) یَوم المَوعُود؛ روز موعود (۲ بروج) یَوم یَفِرُّ المرء مِن اَخیه و اُمّهِ وَاَبیه؛ روزی که انسان از برادر و مادر و پدرش می گریزد (۳۴ عبس) یَوم الفَصْل؛ روز جدایی (۲۱ صافات، ۴۰ دخان، ۱۷ نبا، ۳۸ مرسلات و...) یَوم لایَنْطِقون؛ روزی که کس سخن نمیگوید (۳۵ مرسلات) یَوم عَسیر علی الکافرین غیر یسیر؛ روز بسیار سخت و دردناک برای کافران نه آسان (۹ مدثر) یوم عسر؛ روز دشوار (۸ قمر) یَوم یَخرجُونُ مِن الاَجداث سِراعاً؛ روزی که مردم از گور شتابان بیرون می آیند (۴۳ معارج) یَومُ التغابُن؛ روزی که مردم در می یابند که در دنیا باخته اند (۹ تغابن) یَومُ لاتملک نفسٌ لنفْس شَیئاً؛ روزی که هیچ کس مالک چیزی نیست (۱۹ انفطار) یَومُ لایُخْزی اللَّهُالنَّبی والذین آمنوا معه؛ روزی که خداوند پیامبر و مؤمنان را خوار نمی کند (۸ تحریم) یَومُ الجَمع؛ روزی که مردمان گرد میآیند (۷ شوری) یَوم تَری المؤمنین و المؤمنات یَسمی نورهم بین اَیْدیهم؛ روزی که زنان و مردان با ایمان برای اعمال شایسته شان با نور خویش که در پیش آنان است، حرکت میکنند (۱۲ حدید) یَوم معلوم؛ روزی که قطعی و حتمی است (۳۸ شعرا) یَوم مشهود؛ روزی که جملگی در آن حاضر شوند (۱۰۳ هود) «يَوْمَ يَسْمَعُوْنَ الصَّيْحَةَ بِالحقِّ ذلِكَ يَوْمُ الخُروج * اِنَّا نَحْنُ نُحْيى وَ نُمِيْتُ وَ اِلَيْنا المَصِيْرُ* يَوْمَ تَشَقَّقُ الأَرْضُ عَنْهُمْ سِرَاعَاً ذلِكَ حَشْرٌ عَلَيْنا يَسُيْرٌ» روزى كه مى شنوند صيحه را (نفخ در صور) به حقيقت و راستى ، آن روز روزِ خروج (زنده شدن مردگان و خارج شدن از زمين) است . البته ما خلق را زنده ساخته و مى ميرانيم و بازگشت همه به سوى ماست روزى كه شكافته و منشق گردد زمين از مردگان بسرعت (رها كند زمين مردگان را) آنروز روز حشر و قيامت مى باشد و اين جريان (زنده نمودن مردگان) براى ما آسان است . یَوم یُدَعّون اِلی نارِجَهنّم دَعّا؛ روزی که تکذیب کنندگان معاد با شدّت و عنف به دوزخ پرتاب می شوند (۱۳ طور)یَوم الخروج؛ روزی که از گورها بیرون می آیند (۴۲ ق) یَوم یسمعون الصیحة؛ روزی که فریاد رستاخیز را می شنوند (۴۲ ق) یَوم الخلود؛ روز جاودانگی (۳۴ ق) یَوم الخروج؛ روز رستاخیز (۴۲ ق) یَوم الوعید؛ روز تهدید (۲۰ ق) یَوم عظیم؛ روز بسیار بزرگ (۱۵ انعام، ۱۵ یونس، ۱۳ زمر، ۳۷ مریم، ۵۹ اعراف، ۲۱ احقاف، ۱۳۵ و ۱۵۶ و ۱۸۹ شعرا) یَوم عقیم؛ روز بدفرجام (۵۵ حج) یَوم الیم؛ روز بسیار دردناک (۶۵ زخرف) یَوم التَنّادِ؛ روزی که مردم یکدیگر را میخوانند (۳۲ غافر) یَوم الحساب؛ روزی که به حسابها میرسند (۱۶ و ۲۶ ص) یَوم یقوم الحساب؛ روز محاسبه (۴۱ ابراهیم) یَوم یقوم الناس؛ روز رستاخیز مردم (۶ مطففین) یَوم التَّلاق؛ روز ملاقات (۱۵ غافر) یَوم الازفة؛ روزی که نزدیک است (۱۸ غافر) یَوم الحَسَرة؛ روزی که حسرتها دارد (۳۹ مریم) یَوم یَقوم الاشهاد؛ روزی که گواهان برای گواهی بر میخیزند (۵۱ غافر) یَوم یقوم الروح و الملائکه صفا؛ روزی که روح و ملائکه به صف میایستند (۳۸ نبا) یَوم لابیع فیه و لاخُلَّه؛ روزی که داد و ستدها و روابط سودی ندارد (۲۴۵ بقره) یَوْمَ تبیضُّ وجوه و تَسودّ وجوه؛ روزی که چهرههایی سپید و چهرههایی سیاه گردد (۱۰۶ آل عمران) یَوم تقوم الساعه؛ روزی که رستاخیز برپا شود (۱۲ و ۱۴ و۲۶ و ۵۵ روم، ۲۷ جاثیه) یَوم البعث؛ روز رستاخیز (۵۶ روم) یَوم الوقت المعلوم؛ روز و وقت معلوم (۳۸ حجر، ۸۱ ص) یَوما ثقیلا؛ روز گرانبار (۲۷ انسان) یَوم تشخص فیه الابصار؛ روز خیره شدن دیدگان (۴۲ ابراهیم) منبع قرآن کریم خوانندگان محترم ، اینجا کلیک فرمائید تا از تمامی مطالب وبلاگ بهره مند شوید . (در صورت تمایل می توانید نظر دهید اینجا را کلیک نمائید ) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت 1:34 توسط محولاتی |
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم فروردین 1391ساعت 0:44 توسط محولاتی |
|
بهشت اقامتگاه ابدی مؤمنان و صالحان رستگار در جهان آخرت است و بهشتیان
کسانی هستند که به تصریح قرآن، در ترازوی اعمال، کفهی کارهای نیکشان از
کفهی بدیهاشان سنگینتر است. در قرآن مجید، بهشتیان به نامها و صفتهایی
همچون اصحاب الیمین و اصحاب الجنه خوانده میشوند.
بهشت معادل واژه «الجنّة» است و در قرآن مجید با این اسامی و اوصاف به کار رفته است: جنة المأوی، جنّات المأوی، جنة النعیم، جنات الخلد، دار السلام، دارالمتقین، دار المقامة، عدن، الفردوس. توصیف بهشت در سه سوره الرحمن، واقعه و دهر به صورت مفصل و در برخی از سوره های دیگر قرآن به صورت گذرا و مجمل بیان شده است و به بسیاری از نعمت های بهشتی همچون میوهها و باغها و چشمهساران و زنان پریرو با لباسهای حریر و ... و نیز نعمتهای معنوی همچون رضوان خداوند و ... اشاره گردیده است. آیات قرآن و روایات اسلامی دلالت دارد که بهشت نیز همانند جهنم، درهایی دارد. امام باقر علیه السلام فرمود: «بهشت دارای هشت در است که عرض هر در، به اندازه چهل سال راه است.» و در قرآن آمده است که جهنم هفت در دارد. خداوند در سوره مریم آیات 61 تا 63 به توصیف بهشت می پردازد و می گوید:«جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدَ الرَّحْمنُ عِبادَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّهُ كانَ وَعْدُهُ مَأْتِیًّا * لا یَسْمَعُونَ فِیها لَغْواً إِلاَّ سَلاماً وَ لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِیها بُكْرة وَ عَشِیًّا * تِلْكَ الْجَنَّه الَّتِی نُورِثُ مِنْ عِبادِنا مَنْ كانَ تَقِیًّا؛ باغهایى است جاودانى كه خداوند رحمان، بندگانش را به آن وعده داده است، هر چند آن را ندیده اند، وعده خدا حتما تحقق یافتنى است. آنها هرگز در آنجا گفتار لغو و بیهوده اى نمى شنوند و جز سلام در آنجا سخنى نیست و هر صبح و شام روزى آنها در بهشت مقرر است. این همان بهشتى است كه ما به ارث به بندگان پرهیزگار مى دهیم». در آیات دیگر قرآن نیز همین حقیقت با تعبیرات مختلفى آمده است، در آیه 73 سوره زمر مى خوانیم: «وَ قالَ لَهُمْ خَزَنَتُها سَلامٌ عَلَیْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِینَ؛ خازنان بهشت به هنگام ورود به آنها مى گویند: سلام بر شما همیشه خوش و خوشحال باشید، پاك و پاكیزه باشید، بفرمائید وارد بهشت شوید، و جاودانه بمانید»، در آیه 34 سوره ق مى خوانیم: «ادْخُلُوها بِسَلامٍ ذلِكَ یَوْمُ الْخُلُود؛ با سلام و سلامت وارد آن شوید امروز روز خلود و جاودانى است». نه تنها فرشتگان بر آنها درود مى فرستند و خود آنها به یكدیگر بلكه خداوند نیز، چنان كه در سوره یس آیه 57 بر آنها سلام مى فرستند: «سَلامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِیمٍ؛ سلام بر شما باد، این سلامى است از پروردگار مهربان به شما بهشتیان». آیا محیطى باصفاتر و زیباتر از این محیط آكنده از سلام و سلامت وجود دارد. و به دنبال این نعمت به نعمت دیگرى اشاره مى كند مى گوید" هر صبح و شام روزى آنها در بهشت در انتظارشان است" (وَ لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِیها بُكْرَة وَ عَشِیًّا). درهای بهشتهمچنین آیات قرآن و روایات اسلامی دلالت دارد که بهشت نیز همانند جهنم، درهایی دارد. حداوند می فرماید «جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَها وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتِهِمْ وَ الْمَلائِكَه یَدْخُلُونَ عَلَیْهِمْ مِنْ كُلِّ بابٍ؛ باغهاى جاویدان بهشت كه وارد آن مى شوند و همچنین پدران و همسران و فرزندان صالح آنها، و فرشتگان از هر درى بر آنان وارد مى گردند» (رعد،23). أُوْلَئِکَ یُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُواْ وَیُلَقَّوْنَ فِیهَا تَحِیَّةً وَسَلَماً آنان (بندگان رحمن) به خاطر آن که صبر کردند، غرفه هاى بهشتى داده مىشوند و در آن جا با تحیّت و سلام گرم روبرو خواهند شد. لَهُمْ فِیهَا مَا یَشَآءُونَ خَلِدِینَ کَانَ عَلَى رَبِّکَ وَعْداً مَّسْئُولاً براى اهل بهشت آن چه بخواهند موجود است. آنان براى همیشه در آن جا هستند. (این پاداش) بر پروردگارت وعده اى است واجب. أَلَّذِینَ یَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِیهَا خَلِدُونَ کسانى که بهشت برین را ارث مىبرند و در آن جاودانه خواهند ماند. وَأَنَّکَ لَا تَظْمَؤُاْ فِیهَا وَلَا تَضْحَى ودر آنجا (بهشت)، نه تشنه مىشوى و نه از حرارت آفتاب آزار مىبینى. ------------------------------------------- سوره مریم آیه 63 تِلْکَ الْجَنَّةُ الَّتِى نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَنْ کَانَ تَقِیّاً این، همان بهشتى است که به هر یک از بندگان پرهیزکار خود به ارث مىدهیم. فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُواْ الصَّلَوةَ وَاتَّبَعُواْ الشَّهَوَ تِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیّاً آنگاه پس از آنان، جانشینان بد و
ناشایسته اى آمدند که نماز را ضایع کردند و هوسها را پیروى کردند. پس به
زودى (کیفر) گمراهى خود را خواهند دید. سوره نحل آیه 32 الَّذِینَ تَتَوَفَّهُمُ الْمَلَئِکَةُ طَیِّبِینَ یَقُولُونَ سَلَمٌ عَلَیْکُمُ ادْخُلُواْ الْجَنَّةَ بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ به آنان که (از آلودگىهاى شرک و گناه) پاکند، فرشتگانى که جانشان را مىستانند، مىگویند: سلام علیکم. به پاداشِ آنچه انجام دادهاید، به بهشت داخل شوید. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم آذر 1390ساعت 0:0 توسط محولاتی |
|
|
|||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم آذر 1390ساعت 19:17 توسط محولاتی |
|
ضرورت یاد قیامت و عذاب الهیامیرمؤمنان علی علیه السلام در سخنانی راجع به شدت عذاب الهی و آتش دوزخ چنین می فرماید: «مردم! شما چونان مسافران در راهید که در این دنیا فرمان کوچ داده شدید. دنیا خانه اصلی شما نیست. پس به جمع آوری زاد و توشه بپردازید. آگاه باشیداین پوست نازک تن، طاقت آتش دوزخ را ندارد. پس به خود رحم کنید. شما مصیبت های دنیا را آزمودید، آیا ناراحتی آدمی را بر اثر خاری که در بدنش فرورفته یا ریگ های داغ بیابان او را رنج داده دیده اید؟ پس چگونه می شود تحمل کرد که در میان دو طبقه آتش، در کنار سنگ های گداخته، هم نشین شیطان باشید؟ آیا می دانید وقتی مالک دوزخ بر آتش غضب کند، شعله ها بر روی هم می غلتند و یکدیگر را می کوبند و آن گاه که بر آتش بانگ زند، میان درهای جهنم به هر طرف زبانه می کشد». انسان ها در پیشگاه الهیدر خطبه ای از نهج البلاغه امیرمؤمنان علی علیه السلام درباره زنده شدن انسان ها در روز قیامت و حاضر شدن آنها در محضر الهی برای پاسخگویی اعمالشان چنین آمده است: «... تا آنجا که امور زندگانی پیاپی بگذرد و روزگاران سپری شود و رستاخیز برپا گردد. در آن زمان، انسان ها را از شکاف گورها و لانه های پرندگان و خانه درندگان و میدان های جنگ بیرون می آورند و آنها با شتاب به سوی پروردگار می روند و به صورت دسته هایی خاموش و صف های آرام و ایستاده حاضر می شوند.چشم بیننده خدا آنها را می نگرد و صدای فرشتگان به گوش می رسد. در آن هنگام، انسان لباس نیاز و فروتنی می پوشد و می بیند که درهای حیله و فریب بسته شده و آرزوها قطع گردیده است. دل ها آرام و صداها آهسته است و عرق از گونه ها چنان جاری است که امکان حرف زدن نیست. اضطراب و وحشت همه را فرا گرفته، بانگی رعدآسا و گوش خراش، همه را لرزانده، به سوی پیشگاه عدالت برای دریافت کیفر و پاداش می کشاند». توصیف بهشت و جهنمدر سخنانی از امام علی علیه السلام در توصیف بهشت و جهنم چنین آمده است: «خداوند، فرمانبرداران و اهل طاعت را در جوار رحمت خویش جای دهد و در بهشت جاویدان قرار دهد؛ خانه ای که مسکن گزیدگان آن هرگز کوچ نکنند وحالات زندگی آنان تغییر نپذیرد. در آنجا دچار ترس و وحشت نشوند و بیماری ها در ایشان نفوذ نخواهد کرد. خطراتی دامنگیرشان نمی شود و سفری در پیش ندارند تا از منزل به منزل دیگر کوچ کنند. اما گنهکاران را در بدترین منزلگاه درآورد و دست و پای آنها را با غل و زنجیر به گردنشان درآویزد؛ چنان که سرهایشان به پاها نزدیک گردد. جامه های آتشین بر بدنشان پوشاند و در عذابی که حرارت آتش آن بسیار شدید و صدای شعله ها هراس انگیز است، قرار دهد؛ جایگاهی که هرگز از آن خارج نگردد و برای اسیران آن غرامتی نپذیرند». برای غیر دنیا آفریده شده ایدامیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای مردم را به موقتی بودن زندگی دنیا توجه داده است و می فرماید: «ای مردم! دنیا سرای گذر و آخرت خانه جاویدان است. پس از گذرگاه خویش برای سر منزل جاودانه توشه برگیرید و پرده های خود را در نزد کسی که بر اسرار شما آگاه است، پاره نکنید. پیش از آنکه بدن های شما از دنیا خارج گردد، دل هایتان را خارج کنید. شما را در دنیا آزموده اند و برای غیر دنیا آفریده اند. کسی که بمیرد، مردم می گویند: چه باقی گذاشت، اما فرشتگان می گویند: چه پیش فرستاد؟ خدا پدرانتان را بیامرزد، مقداری از ثروت خود را جلوتر بفرستید تا در نزد خدا باقی ماند و همه را برای وارثان مگذارید که پاسخگویی آن بر شما واجب است». فراهم نمودن زاد و توشهدر فرمایشی از امیرمؤمنان علی علیه السلام خطاب به فرزند گرامی شان امام مجتبی علیه السلام درباره ضرورت توجه به منازل مختلفی که پس از مرگ در پیش روی انسان است و نیز تلاش و کوشش در راه فراهم آوردن زاد و توشه برای این مسافرت بسیار مهم چنین آمده است: «بدان! راهی پر مشقت و بس طولانی در پیش روی داری و در این راه، بدون تلاش بایسته و فراوان و زاد و توشه و سبک کردن بار گناه، موفق نخواهی بود. بیش از تحمل خود بار مسئولیت بر دوش منه که سنگینی آن برای تو عذاب آور است. اگر مستمندی را دیدی که توشه ات را تا قیامت می برد و فردا که به آن نیاز داری به تو باز می گرداند، کمک او را غنیمت بشمار و زاد و توشه را بر دوش او بگذار و اگر قدرت مالی داری، بیشتر انفاق کن و همراه او بفرست؛ زیرا ممکن است روزی در رستاخیز در جست وجوی چنین فردی باشی و او را نیابی. به هنگام بی نیازی، اگر کسی از تو وام خواهد، غنیمت بشمار تا در روز سختی و تنگدستی به تو باز گرداند. بدان که در پیش روی تو، گردنه هایی وجود دارد که در آن، حال سبکباران به مراتب بهتر از سنگین باران است». ناگهانی بودن مرگیکی از ویژگی های مهم مرگ، ناگهانی بودن آن است. هیچ کس نمی داند چه روز و چه ساعتی اجل او فرا می رسد و از این دنیا رخت بر می بندد. چه بسیار افرادی که در کمال سلامت روز را شروع کردند و تا غروب آن روز اجلشان فرا رسید، در حالی که هیچ کس احتمال چنین اتفاقی را نمی داد. از این رو انسان باید همیشه آمادگی لازم را برای مسافرت آخرت داشته باشد. در فرمایشی از امیرمؤمنان علیه السلام آمده است: «چه بسیار کسانی که در آغاز روز بودند و به شامگاه نرسیدند و چه بسیار کسانی که در آغاز شب بر اوحسد می بردند و در پایان شب عزاداران به سوگش نشستند». گویی زندگی دنیا، یک روز بودامیرمؤمنان علی علیه السلام درباره زودگذر بودن عمر هشدار داده، می فرماید: «ای بندگان! خدا را خدا را، پرواکنید که دنیا با قانونمندی خاصی می گذرد. شما با قیامت به رشته ای اتصال دارید؛ گویا نشانه های قیامت آشکار می شود و شما را در راه خود متوقف کرده با زلزله هایش سر رسیده است و سنگینی بار آن را بر دوش شما نهاده، رشته پیوند مردم با دنیا را قطع کرده و همه را از آغوش گرم دنیا خارج ساخته است. گویی یک روز بود و گذشت یا ماهی بود و سپری شد. تازه های دنیا کهنه شد و فربه هایش لاغر گردیدند. سپس به سوی جایگاهی تنگ، در میان مشکلاتی بزرگ و آتشی پر شراره می روند که صدای زبانه هایش وحشت زا، شعله هایش بلند و غرشش پرهیجان و گدازنده است. ... در آن میان، پرهیزکاران از کیفر و عذاب در امانند و از سرزنش ها آسوده و از آتش به دور و در خانه های امن الهی، از جایگاه خود خشنودند». عبرت از گذشتگانمطالعه و تأمّل در زندگی گذشتگان، همواره در بردارنده نکات آموزنده اخلاقی و تربیتی است. مشاهده می کنیم آنها که همواره بر شوکت، قدرت و ثروت خویش مغرور بودند و دست به هر ستمی می زدند، اکنون در گوشه ای از این زمین پهناور زیر انبوهی از خاک رها شده اند و روحشان در عالم برزخ پاسخگوی رفتار و اعمالشان است. امام علی علیه السلام دراین باره می فرمایند: «همانا گذشتگان را دیدی که ثروت ها اندوختند و از فقر و بیچارگی وحشت داشتند و با آرزوهای طولانی فکر می کردند در امانند و مرگ را دور می پنداشتند، دیدی چگونه مرگ بر سرشان فرود آمد و آنان را از وطنشان بیرون راند؟... آیا ندیدید آنان را که آرزوهای دور و دراز داشتند و کاخ های استوار می ساختند و مال های فراوان می اندوختند، چگونه خانه هایشان گورستان شد واموال جمع آوری شده شان تباه و پراکنده و از آنِ وارثان گردید و زنان آنها با دیگران ازدواج کردند؟ آنها نه می توانند چیزی به نیکی هاشان بیفزایند ونه از گناه توبه کنند». از دگرگونی روزگار عبرت بگیریدگذشت زمان و گذر عمر، به انسان ها هشدار می دهد که خویشتن را برای مسافرت آخرت و کوچ کردن از این سرای فانی آماده سازند؛ زیرا عالم قبر و برزخ و پس از آن قیامت، منزلگاه های بسیار حساس و مهمی است که بدون آمادگی برای انسان ها بسیار سخت و وحشتناک خواهد بود. امیرمؤمنان علی علیه السلام در سخنانی راجع به این مسئله می فرماید: «فردا به امروز نزدیک است. امروز با آنچه در آن است می گذرد و فردا می آید و بدان می رسد؛ گویی هر یک از شما در دل زمین به خانه مخصوص خود رسیده و در گودالی که کنده اند، آرمیده اید. وه که چه خانه تنهایی و چه منزل وحشتناکی و چه سیه چال غربتی! گویی هم اکنون بر صور اسرافیل دمیده اند و قیامت فرا رسیده و برای قضاوت و حسابرسی قیامت بیرون شده اید. پندارهای باطل دور گردیده، بهانه ها از میان برخاسته و حقیقت ها برای شما آشکار شده و شما را به آنجا که لازم بود کشانده اند. اگر چنین است، از عبرت ها پند گیرید و از دگرگونی روزگار عبرت پذیرید و از هشدار دهندگان بهره مند گردید.» توصیف مرگاگر انسان اندکی به واقعیت مرگ بیندیشد و باور کند که دیر یا زود از این سرای فانی کوچ خواهد کرد، دیگر تحت تأثیرخواهش های نفسانی خویش قرار نخواهد گرفت و هرگز به لذت های فانی و زودگذر دنیا دل خوش نخواهد شد؛ بلکه همواره با اعمال نیک به فراهم آوردن زاد و توشه برای سفر آخرت همت خواهد گمارد. امیرمؤمنان در سخنانی، این گونه به توصیف «مرگ» پرداخت است: «مرگ، نابود کننده لذت ها و خواهش های نفسانی و دور کننده اهداف شماست. مرگ، دیدار کننده ای دوست نداشتنی، هماوردی شکست ناپذیر و کینه توزی است که بازخواست نمی شود. دام های خود را هم اکنون بر دست و پای شما آویخته و سختی هایش شما را فرا گرفته و تیرهای خود را به سوی شما پرتاب کرده است. قهرش بزرگ، دشمنی اش پیاپی و تیرش خطاناپذیر است. چه زود است که سایه مرگ، شدت دردهای آن، تیرگی های لحظه جان کندن، بیهوشی سکرات مرگ، ناراحتی و خارج شدن روح از بدن، تاریکی چشم پوشیدن از دنیا و تلخی خاطره ها شما را فرا گیرد». مرگ از شما غفلت نمی کندانسان چه بخواهد و چه نخواهد، مرگ و اجلش فرا خواهد رسید و هرگز برای همیشه در این دنیا زندگی نخواهد کرد. حتی انبیای الهی که بهترین بندگان خدا بودند، پس از چند سال زندگی در این دنیا، از این جهان رخت بربستند. امیرمؤمنان علی علیه السلام در این باره می فرماید: «مردم! شما را به یادآوری مرگ سفارش می کنم. از مرگ کمتر غفلت کنید. چگونه آن را فراموش می کنید، در حالی که شما را فراموش نمی کند؟ چگونه طمع می ورزید، در حالی که به شما مهلت نمی دهد؟ مرگ گذشتگان برای عبرت شما کافی است. آنها را به گورشان بردند، بی آنکه بر مرکبی سوار باشند. ایشان را در قبر فرود آوردند، بی آنکه خود فرود آیند. چنان از یاد رفتند، گویی از آباد کنندگان دنیا نبودند و آخرت همواره خانه شان بود. ... از چیزهایی که با آنها مشغول بودند جدا شدند و آنجا را که سرانجامشان بود، ضایع کردند. اکنون نه قدرت دارند از اعمال زشت خود دوری کنند و نه می توانند عمل نیکی بر نیکی های خود بیفزایند». ضرورت یاد مرگبه یاد مرگ بودن، یکی از عوامل بسیار مهم و تأثیرگذار در رشد و تکامل اخلاقی آدمی است؛ زیرا انسانی که همواره به یاد مرگ باشد، ظواهر فریبنده دنیا او را از مسیرحق و حقیقت منحرف نمی سازد. از این رو امیرمؤمنان علی علیه السلام در نامه ای به فرزند برومندش امام حسن علیه السلام می نویسد: «پسرم! بدان تو برای آخرت آفریده شدی نه دنیا. برای رفتن از دنیا، نه پایدار ماندن درآن. برای مرگ، نه زندگی جاودانه در دنیا که هر لحظه ممکن است از دنیا کوچ کنی و به آخرت در آیی. تو شکار مرگی که فرارکننده آن نجاتی ندارد. هر که را بجوید به او می رسد و سرانجام او را می گیرد. از مرگ بترس. نکند زمانی سراغ تو را گیرد که در حال گناه یا در انتظار توبه کردن باشی و مرگ مهلت ندهد و بین تو و توبه فاصله اندازد که دراین حال خود را تباه کرده ای. پسرم! فراوان به یادمرگ باش و به یاد آنچه به سوی آن می روی و پس از مرگ در آن قرار می گیری تا هنگام ملاقات با مرگ، از هر نظر آماده باشی. نیروی خود را افزون کن و کمر همت را بسته نگهدار که ناگهان نیاید و مغلوبت نسازد». تاریکی و وحشت قبرامیرمؤمنان علی علیه السلام در سخنانی راجع به قبر و دشواری های آن چنین می فرماید: او را در سرزمین مردگان می گذارند و در تنگنای قبر تنها خواهد ماند. حشرات درون زمین، پوستش را می شکافند و خشت و خاک گور بدن او را می پوساند. تند بادهای سخت آثار او را نابود می کند و گذشت شب و روز، نشانه های او را از میان برمی دارد. بدن پس از آن همه طراوت متلاشی می گردد و استخوان ها بعد از آن همه سختی و مقاومت پوسیده می شود و روح درگرو سنگینی بار گناهان است. آنجاست که به اسرار پنهان یقین می کند، اما نه بر اعمال نیکش چیزی اضافه می شود و نه می تواند از اعمال زشت توبه کند». آمادگی برای سفر آخرتهر انسان عاقلی که سفری در پیش داشته باشد، از مدت ها قبل آمادگی های لازم و نیز زاد و توشه این سفر را فراهم می آورد تا بتواند در کمال موفقیت و سلامت این سفر را پشت سر بگذارد. حال این سؤال مهم مطرح می شود که آیا شایسته نیست انسان برای مهم ترین و حساس ترین سفری که در زندگی پیش روی خود دارد، زاد و توشه ای نیکو و شایسته فراهم آورد. امیرمؤمنان علی علیه السلام در سخنانی می فرماید: «وابستگی به دنیا را کم کنید و با زاد و توشه نیکو به سوی آخرت باز گردید که پیشاپیش شما گردنه ای سخت و دشوار و منزلگاه هایی ترسناک وجود دارد که باید در آن جاها فرود آیید و توقف کنید. آگاه باشید که فاصله نگاه های مرگ بر شما کوتاه است و گویا هم اکنون چنگال هایش را در جان شما فرو می بَرَد. کارهای دشوار دنیا، مرگ را از یادتان برده و بلاهای طاقت فرسا، آن را از شما پنهان داشته است. پس پیوندهای خود را با دنیا قطع کنید و از پرهیزکاری کمک بگیرید». |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 0:0 توسط محولاتی |
|
|
قـيـامـت تأثیرات زلزله روی موجودات زنده «مـردم! رهنمودهای آفریدگار خود را بکار بگيريد که لرزش روز رستاخيز لرزشی بی سابقه است ـــ روزیکه با آن مواجه شويد: هر شـير دهنده در حال شير دهی شيرخوار خود را رها می کند وهر ماده بارداری وضع حمل میکند، و مردم را مست می بينی در حاليکه مست نيستند بلکه مجازات خـدا طولانی است». نکات آيـه: 1ـــ زلزله باعث وضع حمل می شود،انسان را مست می کند، باعث رها نمودن شيردهی می شود: موجهای صوتی با تناوب ضعيف، با تواتر و تناوب ضعيف تر از شنوائی بشر (مادون صوت) با 7 ــ 15 نوسان در هر ثانيه، بيش از آنچه شنيده شوند احساس می شوند و روی موجودات زنده تأثير می گذارند. نمونه اين نوع تواتر و تناوبِ صوتی زلزله ها هستند. زلزله در صورت شـديد بودن و طول کشيدن از جمله همين تأثيراتی که در آيه بيان شده را روی انسان می گذارند. کسيکه در حال شيردادن به نوزاد است شير دهی نوزاد را رها می کند. کسيکه باردار است وضع حمل می کند. و انسان گيج و منگ میشود يا به توصيف قـرآن "مست" بنظر می رسد. 2ـــ روز رستاخیز با زلزله بی سابقه همراه خواهد بود: زمین از جهت غرب در جهت شرق بدور خود می چرخد که این امر یکی از دلایل ایجاد شب و روز در روی زمین است. هر صد سال يک هزارم ثانیه از سرعت حرکت زمین بدور خود کاسته میشود (به عبارتی هر يک قرن يک هزارم ثانيه به طول روز اضافه می شود). طوری که حدوداً 4 هزار میلیون سال پیش سرعت زمین آنقدر زیاد بوده است که طول شب و روز 4 ساعت بوده است. صـدا مـی کُـشـد « و در شـيـپـور دمـيـده خواهد شد و هـر کـه در زمين و سـيارات باشد بيهـوش شده و می ميرد غیر از آنکه خدا آنرا استثناء کرده باشد». نکات آيه: 1ـــ صدا انسان را بيهوش می کند و می کشد: واحد اندازه گيری شدت صدا دسيبل است. پائين ترين صدائی که انسان می تواند بشنود 20 دسيبل است. هنگاميکه شدت سر و صدا نزديک 45 دسيبل است انسان به آسودگی نمی تواند بخوابد، نزديک 85 دسيبل دردهای گوش آغاز می شود. در سر و صداهای نزديک به 90 دسيبل آدم نمی بايست 8 ساعت بيشتر در آن فضا بماند، در 100 دسيبل نمی بايست بيش از دو ساعت بماند، در 110 دسيبل نمی بايست بيش از نيم ساعت بماند، و به 160 دسيبل که برسد آدم کر می شود. در شدت سر و صدای دستگاهای ما فوق صوت که به 200 دسيبل می رسد بافت های خيلی از جانواران دريائی دريده می شود و می میرند. پرنده بلدرچين اگر صدای رعد شديد بشنود می ميرد. فـشار موج بالای 200 دسيبل برای انسان کشنده است. مثلاً انفجار يک بمب اتم در فـاصله 500 متری می تواند انسان را بکشد. (البته گرمای آن در آن فاصله کشنده تر است ولی در صورت کشته نشدن با گرمای آن از صدای آن می میرد). مـراحـل وقـوع قـيـامـت «امروز می پـرسـد: روز قـيامت دیگر چه وقت است ـــ ولی وقتی نور چشم را بگيرد ـــ و ماه ناپديد بشود ــ و خورشيد و ماه يکی شوند ـــ آنروز می گـويد: گريزگاه کجاست»! قیامت 6ــ10 «وقتی خورشيد حجیم شود و ستارگان تيره شوند (بميرند)». تکویر 1ــ2 «و وقتی آسمان کنده شود». تکویر 11 « و وقتی درياها طغـيان کنند». انفطار 3 « و وقتی درياها به غليان آمده و تبخير شوند». تکویر 6 « وقتیکه ستارگان کم کم تمام شوند». مرسلات 8 نکات آيات: 1ـ خورشيد حجیم خواهد شد. 2ـ چشم را برق خواهد گرفت. 3ــ درياها طغيان خواهند کرد. 4ـــ درياها تبخير خواهند شد. 5ـــ مـاه خـواهـد گرفت.6ـــ جو کـنـده خواهد شد. 7ــ جو نسبت به زمين بمثابه پوست می ماند. 8ـ ماه و خـورشيد يکی خواهند شد. 9ـ ستارگـان تيره خواهند شد (خواهند مرد). 10ـــ ستارگان کم کم تمام خواهند شد. 2ــ چشم را برق خواهد گرفت:
3ــ درياها طغيان خواهند کرد: از آنجا که دمای هـوای قـطبها در حدی نيست که بـرفـهـای آن آب شـونـد سال بسال بر اندازه برف و يخ آنها افزوده می شود. و به هـمان اندازه نيز از آب دريا رفـته رفـته کاسته میشـود. وقـتی خـورشـيـد آغاز به گسترش پيدا کردن می کند دمای حرارت روی زمين بالا می رود و باعث ذوب شـدن بـرفـهـای قطبها میشود. با آب شدن آنها سطح آب درياها بالاتر می آيد و به اين ترتيب درياها طغـيان می کنند.
4ـــ درياها تبخير خواهند شد: در ادامه گـسـتـرش خـورشـيـد و پـيـوسـته بالاتر رفـتن دمای حرارت در زمين، آبهای روی زمين تبخير خواهند شد.
5ـــ ماه خواهد گرفت: با افـزايش گرما و تبخير شدن درياها، جو زمين يکپارچه پر از بخار می شود و ماه ديده نخواهـد شد. 6ـــ آسمان کنده خواهد شد: 7ــ جـو نسبت به زمين بمثابه پوست می ماند: واژه «کشط» به معنی پوست کـنـدن اسـت. و «کـشـط شـدن» جـو به اين معنی است که جو زمين بمثابه "پوست زمين" می ماند. قـطر زمين 12800 کـيلومتر است و ارتفاع جو 1000 کـيلومتر. يعنی ارتفاع جو نسبت به قطر زمين تقريباً يک سيزدهم است. اين نسبتِ جو نسبت به قـطـر زمـين مانند نسبت پوست به مـيـوه می ماند.
8ــ ماه و خورشيد يکی خواهند شد: وقـتـی خورشيد امتداد پيدا می کند و بزرگ می شود ابتدا عطارد را می بلعد که در فاصله 58 ميليون کيلومتری آن قراردارد. بـعـد زهره را می بلعـد که در فاصله 108 ميليون کيلومتری آن قرار دارد. و بعـد نوبت ماه میرسد و ماه را می بلعد. و به اين ترتيب ماه و خورشيد يکی خواهند شد.
9ـــ ستارگان تيره خواهند شد (خواهند مرد): ستارگان نيز مانند ساير پديده هـای ديگر تولد و زندگی و مرگ دارند. برخی از ستاره هائی که می بينيم از خيلی وقتها پيش مرده اند و ما فـقـط نور آنها را می بينيم، و بـقـيه نيز خواهند مرد. 10ـــ ستارگان کم کم تمام خواهند شد: در داخل کهکـشـانـهـا از ابرهای گازی موجود در آنها بطور متوالـی ستاره های جديد متولد می شوند. ولی آن ابرهای گازی روزی تمام خواهند شد. وقتـی هـمـه گـازهای موجود در ابرهای گازی تمام شـوند سـتـاره هـای جـديـد ديـگـری نمی توانند متولد شوند، و به اين ترتيب ستارگان کم کم تمام خواهـند شد. وضـعـيـت آسـمـان در آغـاز قـيامـت « وقتی آسمان (منظومه شمسی) از هم گسيخته شود، مانند "گـُلی به شکلِ روغنِ ته مانده غذای سرخ کرده" خواهـد شد (رحمن: 37)». «روزيکه آسمان مانند چيز گداخته (يا روغن گداخته) شود ( معارج 8)». («دِهان» بمعنی: روغنِ سرخِ روشن، باقيمانده روغن، ته مانده روغن خوراک سرخ کرده شده ــ روغن ماليدنی ــ جای ليز و لغزنده ــ چرم سرخ ــ و ابزار روغن مالی است. و همينطور يکی از دو جمع «دُهن» است. دُهن روغن جامد است، (به روغن مايع «زيت» گفته می شود و به روغن جوشان و گداخته«مُهل»). دُهن همينطور به باران ضعيف گفته می شود (بارانی که زمين را کمی چرب و نرم می کند). «مُهل» بمعنی: چيزي است که با آرامش با آن کار و برخورد می شود. و د وقـتی خورشيد گسترش پيدا می کند، برخی از سیارات را می بلعد و برخی ديگر باقی می مانند. و مـنظـومه شمسی از هم گسيخته می شود، و همانطور که قرآن آنرا توصيف نموده و در تصویر می بینیم مانند "روغـن تـه مـانـده خـوراک سـرخ کرده" و مانند "روغن يا چـيـز گـداخـتـه" خـواهـد شـد. مردگان زنده خواهند شد و رستگار شوندگان نجات داده خواهند شد روز قيامت پس از دمـيـده شـدن دوباره در شـيـپـور مردگان زنـده می شـونـد. پـس از حـسـاب و کـتـاب، کـسانيکه رسـتگار می شوند از شرايطی که ديديم نجات داده می شوند . «روز قيامت می بينی "کسانيکه خـدا را دروغ پنداشتند" روسـيـاه شـده اند. آيـا جای افراد متکبر نبايد در جهنم باشد؟! ولی کسانيکه نيک زندگی کردند خدا آنها را با رسـتـگاريشان از آن شرايط بيرون خواهد برد. نه آسيبی خواهند ديد و نه خودشان اندوهِ چيزیرا خـواهند داشت»! «و خواهند گفت: به آن ايمان آورديم! ولی چطور می خـواهند چيزيکه در فاصله دور در پرواز است را با دست بگيرند»؟ در روز رستاخيز کسانيکه به آن ايمان نياورده بوده اند وقـتی آنرا ببينند می گويند: به آن ايمان آوردیم! قرآن ايمان آوردن آنها در آن نقطه را به «با دست گرفتن پرنده درحال پرواز درفاصله دور» تشبيه کرده، که امری غير ممکن است. يعنی آنجا وقت ايمان آوردن نيست و ايمان آنها پذيرفـته نخواهد شد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت 1:23 توسط محولاتی |
|
|
حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود:«در قیامت پنجاه موقف (محل توقف برای رسیدگی به اعمال و حساب) خواهد بود؛ و هر موقفی هزار سال به طول میانجامد. اولین موقف، هنگام خروج از قبر است. مردگاه هزار سال با بدن برهنه و پای برهنه با حال گرسنگی و تشنگی در قبر انتظار میکشند. هر که از قبر خود بیرون آید در حالی که به خدا و بهشت و دوزخ و بعثت و حساب و قیامت ایمان داشته باشد و پیغمبر و آنچه را از جانب خدا آمده تصدیق کند، از گرسنگی و تشنگی نجات خواهد یافت.»
امام صادق علیه السلام فرمود:«روز قیامت پنجاه موقف دارد. هر موقفی به اندازه هزار سال از سالهای دنیاست.» سپس این آیه را تلاوت فرمود:« تعرج الملائکه و الروح الیه فی یوم کان مقدارة خمسین الف سنة» (ملائکه و روح به سوی خداوند عروج میکنند در روزی که پنجاه هزار سال به طول میانجامد.) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت 1:22 توسط محولاتی |
|
|
در بسیاری از آیات قرآن, تصویری روشن از قیامت ترسیم شده است. برای مثال در سوره تکویر که در پایین آورده شده است. لازم به ذکر است که تصاویر زیر تماما نمادین بوده و به هیچ وجه نشاندهنده عظمت این واقعه نیستند
سوره التكوير
|
|||||||||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت 1:18 توسط محولاتی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
این وبلاگ گرداوری کننده توسط مهدی محولاتی می باشد...
|
| پیوندهای روزانه |
|
دو نور موسسه قرآن کریم و نهج البلاغه آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
هفته دوم فروردین 1391 هفته اوّل آذر 1390 هفته چهارم اردیبهشت 1390 هفته اوّل بهمن 1388 |
| آرشیو موضوعی |
|
قیامت |
|
RSS
|